محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

29

خلد برين ( فارسى )

طريقت مىفرمود تا به اعلى مدارج كمالات عليه برآمد و صاحب مقامات و خوارق عادات گشت . و شيخ زاهد با وجود آن كه فرزندان صاحب كمال داشت آن زيبندهء سرير هدايت را بر مسند سجاده‌نشينى و ارشاد خلايق متمكن گردانيد و يكى از بنات مكرمات خود را كه به همنامى بتول عذرا - صلوات الله عليها - نيكنام دنيا و آخرت بود با آن حضرت در سلك ازدواج كشيد . مؤلف كتاب صفوة الصفا روايت نموده كه چون شيخ زاهد منصب جليل الشأن ارشاد و سجاده نشينى را به آن سلطان جهان معارف تفويض نمود نايرهء رشك و حسد در بواطن بعضى از مريدان و خلفا اشتعال يافته در خلوت به عرض شيخ زاهد رسانيدند كه اگر مسند ارشاد و سجاده‌نشينى به شيخ صفى الدين تفويض يابد هر آينه خدمتش در اردبيل به اين مهم جليل پردازد و طالبان از اطراف به آستان ارشاد مطافش توسل جسته بعد از آن رواج و رونقى در خاندان و الا نماند ، پس اولى و انسب آن است كه حضرت شيخ ولد رشيد خود جمال الدين على را كه متصف به صفات كمال صورى و معنوى است بر سرير ارشاد و سجاده‌نشينى قائم مقام خود فرمايد تا سالكان شاهراه هدايت از اطراف به اين آستان كرامت بنيان جمع آمده دست انابت در دامن متابعت مخدوم زادهء خود زنند و اين سلسله از هم گسيخته نگردد . شيخ رحمه الله فرمود كه مرا نيز مراد و مقصود همين بود اما دست عنايت ، تاج هدايت بر سر شيخ صفى الدين نهاد و زمام مهام سالكان شاهراه [ 7 ] هدايت را به قبضهء درايت او داد ، اكنون من از براى ازالهء شك و شبهه و اطمينان خاطر شما چنان سازم كه حقيقت امر بر شما ظاهر شود . آنگاه از ايشان پرسيد كه خلوت جمال الدين على كجاست ؟ گفتند به خلوت شما اتصال دارد . باز سؤال نمود كه خلوت صفى الدين در كدام گل زمين است ؟ جواب دادند كه در كنار دريا در موضعى واقع است كه از آنجا تا اينجا نيم فرسنگ راه است . شيخ فرمود كه هر دو را آواز مىدهم تا بر شما ظاهر گردد كه كداميك جواب خواهند داد . پس سه مرتبه پسر خود جمال الدين